بزک دوزک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بزک دوزک . [ ب َ زَ زَ ] (اِ مرکب، از اتباع ) چاسان فاسان . آرایش زن روی خود را بسرخاب و سفیداب و وسمه و سرمه و جز آن . بزک . و با کردن صرف می شود. (یادداشت بخط دهخدا). و رجوع به بزک شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی