واژه جو

بزیل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بزیل . [ ] (اِخ ) بریل . درلغت نامه ٔ اسدی (ص ٣٣٣) صورتی بدین گونه آمده و گویدکوهی است عظیم، و شاهد آن بیت ذیل است : هر قطره ای ز جودت رودی است همچو جیحون هر ذره ای ز حلمت کوهیست چون بزیّل . رفیعی . چنین کوهی را در اعلام جغرافیایی نیافتیم و البته «بِزْیَل ّ» معجم البلدان یاقوت نیز نیست چه بریل کوه نیست و یاء هم خفیفه است نه مشدد. (یادداشت مؤلف ). و نیز رجوع به بذیل شود.

معنی بزیل | واژه جو