بسامان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بِ) (ص مر.) ۱- مرتب، آماده. ۲- آسوده خاطر.مترادفها و واژههای مرتبطآراسته، آمادهبقاعدهسامانیافته، مرتب، منتظم، منظم ≠ نابسامانواژه قبلی: بسامواژه بعدی: بسامانی