بستاخ وار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بستاخ وار. [ ب ُ ] (ق مرکب ) گستاخ وار. گستاخانه . دلیرانه . جسورانه : اگر تکلیف از میان برخیزد بستاخ وار یکدیگر را بتوانند دید. (کیمیای سعادت ). و رجوع به گستاخ وار شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بستاخ وار. [ ب ُ ] (ق مرکب ) گستاخ وار. گستاخانه . دلیرانه . جسورانه : اگر تکلیف از میان برخیزد بستاخ وار یکدیگر را بتوانند دید. (کیمیای سعادت ). و رجوع به گستاخ وار شود.