بستان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بُ)(اِ.) ۱- باغ. ۲- باغ میوه. ج. بساتین.مترادفها و واژههای مرتبطبوستانگلزار، گلستان، باغپالیز، جالیز ≠ راغ، صحرا، بیابان، کویرواژه قبلی: بستارواژه بعدی: بستانکار