بستن
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(بَ تَ) (مص م.) ۱- به بند کشیدن. ۲- منجمد کردن. ۳- نقاشی کردن. ۴- منجمد شدن. ۵- مغلوب کردن. ۶- نسبت دادن.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(بَ تَ) (مص م.) ۱- به بند کشیدن. ۲- منجمد کردن. ۳- نقاشی کردن. ۴- منجمد شدن. ۵- مغلوب کردن. ۶- نسبت دادن.