بستور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بستور. [ ب َ ] (اِخ ) در اوستا بست وایری . نام پسر زریر (برادر گشتاسب ) این نام در کتب فارسی مانند شاهنامه به نستور تصحیف شده . (مزدیسنا ص ٢٥٢ و صفحات بعد و حاشیه ٔ برهان چ معین ص ٢٧٨). نام پهلوان ایرانی و پسر خسروپرویز که بلفظ نستور تحریف شده از «وستاورو، وستور، بستور» اوستایی . (فرهنگ شاهنامه ٔ شفق ص ٥٤). رجوع به سبک شناسی ج ١ ص ٣١٣ و فرهنگ ایران باستان ص ٢٦٠ شود.