بست
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(بُ) (اِ.) ۱- گلزار. ۲- جایی که میوههای خوشبو در آن روید. ۳- محور سنگ آسیا. ۴- گندم بریان.
(بَ) ۱- (مص مر.) بستن، سد کردن. ۲- (اِ.) حلقه یا نیم دایرهای که به چهارچوب در یا پنجره متصل است و چفت یا قفل در آن قرار میگیرد. ۳- هر نوع وسیله برای گرفتن و نگهداشتن چیزی. ۴- جایی که مردم برای ایمن ماندن از تعرض یا دادخواهی به آن جا پناهنده میشدند، جای تحصن. ۵- آن مقدار از تریاک یا شیره که هر بار به حقه میچسبانند.