بسنده کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. کَ دَ) (مص ل.) ۱- قانع شدن، خشنود شدن. ۲- اکتفا کردن.مترادفها و واژههای مرتبطاکتفا کردن، بس کردن، قناعت کردن، کفایت کردنخشنود شدن، راضی گشتن، قانع شدنواژه قبلی: بسندهواژه بعدی: بسنگ