بسکنه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بسکنه . [ ] (اِ) نوایی از موسیقی : مطربان ساعت بساعت بر نوای زیر و بم گاه سروستان زنند امروز گاهی اشکنه گاه زیر قیصران و گاه تخت اردشیر گاه نوروز بزرگ و گه نوای بسکنه . منوچهری .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بسکنه . [ ] (اِ) نوایی از موسیقی : مطربان ساعت بساعت بر نوای زیر و بم گاه سروستان زنند امروز گاهی اشکنه گاه زیر قیصران و گاه تخت اردشیر گاه نوروز بزرگ و گه نوای بسکنه . منوچهری .