بسیجنده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بسیجنده . [ ب َ ج َ دَ / دِ] (نف ) بسیچنده . شخصی را گویند که استعداد و سامان کاری کند و آماده و مهیا سازد. (برهان ). آماده و مهیا کننده (ناظم الاطباء). اسم فاعل است از بسیچیدن . یعنی حاضرشونده و حاضر کننده . (مجمعالفرس ) : چو شد هفته و کار شد ساخته بسیچنده از کار پرداخته . نظامی . بسیچنده در آب پیروزه رنگ بسیچید تا ماهی آرد بچنگ . نظامی . ◄ کار سازکننده را نیز گویند. (برهان ). آماده و آماده کننده . (ناظم الاطباء). ◄ قصد و اراده کننده را گویند. (برهان ). ◄ پوشنده ٔ ساز جنگ . (ناظم الاطباء).