بسیجیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ دَ) (مص م.) ۱- آماده شدن. ۲- قصد کردن. ۳- تدبیر کردن. ۴- سامان دادن.مترادفها و واژههای مرتبطآماده ساختن، بسیجی کردن، تدارک دیدن، تمهید کردن، ساماندادن، مهیا ساختنآهنگ کردن، اراده کردن، قصد کردنواژه قبلی: بسیجواژه بعدی: بسیجیده