بسیسة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بسیسة. [ ب َ س َ ] (ع اِ) پست یا آرد، و یا قروت مطحون که با روغن یا زیت خورند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). آرد یا سویق یا کشکی که بروغن یا زیت درآمیزند.(از اقرب الموارد). ج، بُسُس . (از متن اللعة). ◄ نانی که آن را خشک کرده کوفته با شیر و مانند آن خورند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
بسیسة. [ ب َ س َ ](ع مص ) سخن چینی کردن میان مردم و یقال : بس عقاربه ؛ ای ارسل نمائمه و آذاه . (منتهی الارب ). بس ّ. (منتهی الارب ). رجوع به بس ّ شود.