بسیلاب دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بسیلاب دادن . [ ب ِ س ِ دَ ] (مص مرکب ) در آب فروبردن یعنی غرق کردن : گرد برمی آرد از رنگین لباسان چشم شور دادشبنم دفتر گل را به سیلاب نظر. صائب (از آنندراج ). و رجوع به سیلاب شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بسیلاب دادن . [ ب ِ س ِ دَ ] (مص مرکب ) در آب فروبردن یعنی غرق کردن : گرد برمی آرد از رنگین لباسان چشم شور دادشبنم دفتر گل را به سیلاب نظر. صائب (از آنندراج ). و رجوع به سیلاب شود.