بسینی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بسینی . [ ب َ ] (ص نسبی ) منسوبست به بسینه که قریه ای است از قرای مرو در دو فرسخی آن . (سمعانی ). و رجوع به اللباب ص ١٣٥ و بسینه شود.
بسینی . [ ب َ ] (اِخ ) ابوداود سلیمان بن ایاس بسینی مروزی . وی به عراق سفر کرد و حدیث شنید. (از معجم البلدان ). و رجوع به لباب الانساب ص ١٢٥ شود.