بشار کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بشار کردن .[ ب َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) سیم کوفت کردن . سیم کفت کردن .طلاکوب کردن : آراسته بتان بهارند گلبنان با صدره های نیلی و حمری خمارها صد گوشوار زرین در گوش هریکی گوهر بشار کرده بدان گوشوارها. لامعی جرجانی . هنوز پیشرو روسیان بطوع نکرد رکاب او را نیکو بدست خویش بشار. فرخی . و رجوع به بشار شود.