بشبقی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بشبقی . [ ب َ ب َ ] (ص نسبی ) منسوب به بشق یا بشبقة. قریه ای از مرو. (از سمعانی ) (از معجم البلدان ). و رجوع به مرآت البلدان ج ١ ص ٢١٢ و اللباب ج ١ ص ١٢٦ شود.
بشبقی . [ ب َ ب َ ] (اِخ ) ابوالحسن علی بن محمدبن عباس بن احمدبن علی بشبقی تعاویذی ... وی در جوانی فقه آموخت و تعویذ می نوشت . از گروهی حدیث سماع کرد و بسال ٤٥٣ هَ . ق . در قریه ٔ بشبق متولد شد و روز یکشنبه دوازدهم شوال سال ٥٤٤ هَ . ق . در همان قریه درگذشت . (از معجم البلدان ). و رجوع به اللباب ج ١ ص ١٢٦ شود.