بشترغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بشترغ .[ ب َ / ب ُ ت ُ رَ / ب َ ت ُ ] (اِ) پشتراغ . پشترغ . شبرق . اسپرک را گویند و آن گیاهی باشد که بدان جامه رنگ کنند. (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ). اسپرک . (سروری ) (ناظم الاطباء). درختی است که آن را اسپرک گویند و قیل گیاهی است که رنگ سبز بدان زنند و آن رنگ را سپرکی خوانند. (شرفنامه ٔ منیری ). و رجوع به فرهنگ شعوری ج ١ ورق ١٧٠ شود. ◄ پاره ای از خوشه ٔ انگور و خوشه ٔ خرما را نیز گفته اند. (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ) (شعوری ج ١ ورق ١٧٠) (از ناظم الاطباء).