بشنج/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ شَ) (اِ.) ۱- طراوت رخسار. ۲- آبرو.(بِ شَ) (اِ.) نک بِسَنج.واژه قبلی: بشنواژه بعدی: بشنجه