واژه جو

بشگرد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بشگرد. [ ب ِ گ َ ] (اِ) شکاری . (از برهان ). صیاد. شکارچی . (ناظم الاطباء). ◄ شکارگاه . (برهان ) (ناظم الاطباء) (از انجمن آرا) (آنندراج ). ◄ شکار. (برهان ). صید و شکار. (از ناظم الاطباء) (انجمن آرا) (آنندراج ).

معنی بشگرد | واژه جو