بصر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ صَ) [ ع. ] (اِ.) دیده، چشم. ج. ابصار.مترادفها و واژههای مرتبطچشم، دیده، عینبیناییبینش، دید، آگاهیواژه قبلی: بصاقواژه بعدی: بصل