بصیر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ) [ ع. ] (ص.) ۱- بیننده. ۲- دانا. ۳- روشن بین.مترادفها و واژههای مرتبطآگاه، بینا، خبره، خبیر، دانا، روشنبین، مدبر، مطلع ≠ نابینا، ناآگاهواژه قبلی: بصل النخاعواژه بعدی: بصیرت