بضع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بضع. [ ب َ ] (ع اِ) ج ِ بَضعَة و بِضْعَة. (ناظم الاطباء)(منتهی الارب ). رجوع به این کلمات در جای خود شود.
بضع. [ ب َ ] (ع مص ) بریدن چیزی . (ناظم الاطباء). بریدن . (منتهی الارب ). قطع کردن چیزی . (از اقرب الموارد). ◄ شکافتن .زخم . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). شکافتن جراحت . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ پاره پاره کردن گوشت . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ). بریدن گوشت . (تاج المصادر بیهقی ) (غیاث ). گوشت بریدن . (زوزنی ). ◄ کدخدا شدن .(ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ). ◄ جماع کردن . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). جماع نمودن .(آنندراج ). ◄ هویدا کردن، گردیدن . (ناظم الاطباء). هویدا کردن کلام و هویدا شدن آن . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) . ◄ رسیدن اشک در چشم و نریختن آن : بضع الدمع بضعاً و بضوعاً. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). رسیدن اشک در چشم و نریختن آن . (آنندراج ). ◄ خوی کردن پیشانی کسی . (ناظم الاطباء). ◄ سیراب شدن و منه : بضع من الماء بضعاً و بضوعاً و بضاعاً. منه المثل : حتی متی تکرع و لا تبضع. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). سیراب شدن .(غیاث ). سیراب شدن از آب . (آنندراج ). سیراب شدن شتر. (تاج المصادر بیهقی ). ◄ رگ زدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
بضع. [ ب ُ ] (اِخ ) نام موضعی . (از منتهی الارب ) (آنندراج ).