بطاح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بطاح . [ ب ُ ] (ع اِ) بیماریی است که از تب حادث گردد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از معجم البلدان ) (آنندراج ). بیماریی که از تب حادث گردد: مانا بذات الجنب . (ناظم الاطباء).
بطاح . [ ب ُ ] (اِخ ) منزلی است مر بنی یربوع را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از معجم البلدان ). و رجوع به حبیب السیر چ خیام ص ٤٥٠ و معجم البلدان شود.
بطاح .[ ب ِ ] ج ِ بَطِح . (منتهی الارب ). رجوع به بطح شود. ♦ بطاح بُطَّح بطریق مبالغه است چنانکه اعوام عوم . (منتهی الارب ). ◄ ج ِ بطحاء، بمعنی جوی در سنگلاخ . (از اقرب الموارد) (از معجم البلدان ). و رجوع به بطحاء شود. ♦ قریش بطاح ؛ آنکه میان دو کوه مکه، ابوقبیس و احمد سکونت داشتندی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). و رجوع به معجم البلدان شود.