واژه‌جو

بطارخ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بطارخ . [ ب َ رُ ] (اِ) بطراخیون . اسم ماده ٔ تخم ماهی است که هنوز تخم نشده باشد و جامد او بقدر انگشتی وسایل او نیز میباشد مانند ریگ، و بهترین آن تازه ٔ مایل به زردی سایل آن است . (مخزن الادویه ). و رجوع به تذکره ٔ داود ضریر انطاکی شود.

معنی بطارخ | واژه‌جو