بطلان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بُ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- باطل شدن، تباه شدن. ۲- از کار افتادن. ۳- نادرستی، ناچیزی.مترادفها و واژههای مرتبطابطال، رد، نفی، نقض ≠ اثبات، تاییدپوچی، هیچباطل شدن، ضایع شدن، فاسد شدنواژه قبلی: بطلواژه بعدی: بطن