بعث/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- برانگیختن. ۲- فرستادن. ۳- زنده کردن مردگان.مترادفها و واژههای مرتبطحشر، معاد، نشوزرستاخیز، قیامتبرانگیختگیواژه قبلی: بطینواژه بعدی: بعثت