بعلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بعلة. [ ب َ ع ِ ل َ ] (ع اِ) زنی که خود را به لباس آراستن نداند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). زنی که آرایش به لباس را نداند و لباس نازیبا پوشد. (ناظم الاطباء).
بعلة. [ ب َ ل َ ] (ع اِ) زن مرد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). مؤنث بَعل . و رجوع به بعل شود.
بعلة. [ ب َ ع َ ل َ ] (ع ص ) متحیر و ترسان گشته از چاره ٔ کار. (منتهی الارب ). مؤنث بَعِل، یعنی زنی که در چاره ٔکار متحیر و ترسان باشد. (ناظم الاطباء) (آنندراج ).