بعو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بعو. [ ب َع ْوْ ] (ع اِ) گناه و خطا. ◄ عاریت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
بعو. [ ب َع ْوْ] (ع مص ) گناه کردن و خطا نمودن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). جنایت کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (از اقرب الموارد). ◄ غالب آمدن بر کسی در قمار و رسیدن از وی چیزی . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). ◄ عاریت گرفتن سگ شکاری و اسب برای رهان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).چیزی بعاریت گرفتن . (از اقرب الموارد). بعاریت گرفتن سگ برای شکار یا اسب برای مسابقه . (از اقرب الموارد). ◄ چشم زخم رسانیدن کسی را. بدی آوردن بر کسان . (از آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).