بعید/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ) [ ع. ] (ص.) ۱- دور. ۲- بیگانه.مترادفها و واژههای مرتبطپرت، دور، دورافتاده، متباعد ≠ نزدیک، قریببیگانهنامحتمل، غیرمحتمل، مستبعدواژه قبلی: بعون اللهواژه بعدی: بعیر