بعیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بعیر. [ ب َ / ب ِ ] (ع اِ) شتر نه ساله و یا چهارساله و گاهی در ناقه هم استعمال کنند. (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ازناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج، اَبْعِرَة، بُعران، بِعران . جج، اباعر و اباعیر. (آنندراج ). اشتر، نر و ماده یکسان بود. (مهذب الاسماء). شتر نر و ناقه را هم گویند. (مؤید الفضلاء). اشتر. (غیاث ) (ترجمان علامه جرجانی ص ٢٧). اسم جمل است . (فهرست مخزن الادویه ). ◄ خر و این معنی از ابن خالویه است . ◄ هر باربردار. و این معنی از ابن خالویه است . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ). ♦ بعیر ضامر ؛ شتر باریک میان . (مؤید الفضلاء).