بغض/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بُ) [ ع. ] (اِ.) ۱- دشمنی، کینه. ۲- حالتی از گلو که شخص جلو گریه خود را بگیرد.مترادفها و واژههای مرتبطعقدهحقد، کینه، کین ≠ حب، مهردشمنی، عداوت، عناد، غیظ ≠ نشاط، لبخندواژه قبلی: بغستانواژه بعدی: بغضاء