بغی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) ستم کردن. ۲- (اِمص.) نافرمانی کردن، سرکشی.مترادفها و واژههای مرتبطضلال، ضلالت، گمراهیبدکاری، تبهکاری، فسادتجاوز، تعدی، سرکشی، نافرمانیواژه قبلی: بغچهواژه بعدی: بغیاز