بغ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ) (اِ.) ۱- خدا. ۲- ایزد، فرشته. ۳- بُت. فغ هم گویند.مترادفها و واژههای مرتبطایزد، خدابت، صنم، فغواژه قبلی: بعیرواژه بعدی: بغ کردن