بفج/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ) (اِ.) ۱- کف دهان. ۲- آب دهان. بفج، بفچ هم گفته شده.واژه قبلی: بفتریواژه بعدی: بفخم