بقا داشتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بیشتر طول کشیدن ازدیگری، باقی ماندن، بهجا ماندن، بعدازدیگری زنده ماندن زندهیاد ماندن صبور بودن، آرام ماندن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بیشتر طول کشیدن ازدیگری، باقی ماندن، بهجا ماندن، بعدازدیگری زنده ماندن زندهیاد ماندن صبور بودن، آرام ماندن