بقایا/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ) [ ع. ] (اِ.) جِ بقیه. ۱- باقی ماندهها. ۲- آثار، رسوم. ۳- مالیات پس افتاده.مترادفها و واژههای مرتبطباقیمانده، بقیهها، تهماندهتفاله، درد، رسوبنخالهواژه قبلی: بقالواژه بعدی: بقر