بل گرفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بُ. گِ رِ تَ) (مص م.) (عا.)<BR>۱- چیزی را از روی هوا گرفتن.<BR>۲- مجازاً از یک فرصت مناسب به نفع خود سود جستن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بُ. گِ رِ تَ) (مص م.) (عا.) ۱- چیزی را از روی هوا گرفتن. ۲- مجازاً از یک فرصت مناسب به نفع خود سود جستن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بل گرفتن . [ ب ُ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) دولک یا توپ بازی چلتوپ را از هوا گرفتن . (از فرهنگ لغات عامیانه ). دولک را از هوا گرفتن . از هوا گرفتن دولک در بازی الک دولک که سبب بردن بازی است . از هوا گرفتن چیزی پرتاب کرده . (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به بُل شود. ◄ چیز مفت بچنگ آوردن . (فرهنگ لغات عامیانه ). بدون تحمل رنج به مال یا منصبی رسیدن . (فرهنگ فارسی معین ). استفاده ٔ غیرمنتظر بی تهیه ٔ عوامل و مقدمات . (یادداشت مرحوم دهخدا). ◄ از موقع مناسب استفاده کردن . (فرهنگ لغات عامیانه ). استفاده کردن از موضوعی . (فرهنگ فارسی معین ). فایده ٔ غیرمترقبه و غیرمنتظره را از پیش آمدی بردن . فایدتی مالی از امری غیرمنتظر بردن . نفع بردن غیرمنتظر با زیرکی . (یادداشت مرحوم دهخدا). ♦ از هوا بل گرفتن ؛ از فرصتی آنی و ناگهانی منتهای استفاده را کردن و چیزی غیرمنتظره بدست آوردن . (فرهنگ عوام ).