بلاج
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بَ) (اِ.) بوریا، حصیر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بَ) (اِ.) بوریا، حصیر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلاج . [ ب َ ] (اِ) گیاهی که از آن بوریا بافند. (برهان ). (از آنندراج ) (انجمن آرا). ◄ حصیر و بوریا. (برهان ). بوریا. (آنندراج )(انجمن آرا). بلاه باشد که به فارسی دوخ و دخ نیز خوانند یعنی دوخ که در مسجدها افکنند. (مخزن الادویه ).
بلاج . [ ب َل ْ لا ] (اِخ ) از اعلام است . (یادداشت مرحوم دهخدا).