بلاجواب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلاجواب . [ ب ِ ج َ ] (ع ق مرکب ) (از: ب + لا (نفی ) + جواب ) بدون جواب . بی پاسخ . (فرهنگ فارسی معین ). ♦ بلاجواب گذاشتن ؛ جواب ندادن . پاسخ ندادن، خاصه نامه و مکتوبی را. مهمل گذاشتن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلاجواب . [ ب ِ ج َ ] (ع ق مرکب ) (از: ب + لا (نفی ) + جواب ) بدون جواب . بی پاسخ . (فرهنگ فارسی معین ). ♦ بلاجواب گذاشتن ؛ جواب ندادن . پاسخ ندادن، خاصه نامه و مکتوبی را. مهمل گذاشتن .