بلاشک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلاشک . [ ب ِ ش َک ک ] (ع ق مرکب ) (از: ب + لا (نفی ) + شک ) بدون شک . بی تردید. بدون شبهه . (فرهنگ فارسی معین ). بی گمان . بی شبهه . قطعاً : این تفسیر بلاشک موافق و مناسب این نام نیست . (تاریخ قم ص ٦٣).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلاشک . [ ب ِ ش َک ک ] (ع ق مرکب ) (از: ب + لا (نفی ) + شک ) بدون شک . بی تردید. بدون شبهه . (فرهنگ فارسی معین ). بی گمان . بی شبهه . قطعاً : این تفسیر بلاشک موافق و مناسب این نام نیست . (تاریخ قم ص ٦٣).