بلاغات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلاغات . [ ب َ ] (ع اِ) ج ِ بَلاغ . (ذیل اقرب الموارد). رجوع به بلاغ شود. ◄ سعایت وسخن آرائیها بدروغ . (منتهی الارب ). وشایات و سخن چینی ها، گویی آن جمع بلاغة است، گویند «لایفلح أهل البلاغات ». (از اقرب الموارد). ◄ سخن آرایی ها. چیره زبانیها : قوی در بلاغات و در نحو چست ولی حرف ابجد نگفتی درست . سعدی .