واژه جو

بلجمة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بلجمة. [ ب َ ج َ م َ ] (ع مص ) بستن بیطار پای ستور را بسبب علتی که بدان رسیده است، گویند: بلجم البیطار الدابة. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). جوالیقی در المعرب گوید گمان نمی کنم این لغت عربی باشد.

معنی بلجمة | واژه جو