بلد بودن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانیاد داشتن، دانستنمترادفها و واژههای مرتبطآشنا بودن، واردبودن، مهارت داشتنواژه قبلی: بلدواژه بعدی: بلدرچین