بلعم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ عَ) [ ع. بلعوم ] (ص.) مرد بسیار خوار، کسی که غذا را به تندی بلعد.مترادفها و واژههای مرتبطبسیارخوار، پرخوار، پرخورتندخوار، تندخورواژه قبلی: بلعجبواژه بعدی: بلعیدن