بلعیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانفرودادن، فروبردن، فرو بردن، خوردن، اوباریدنمترادفها و واژههای مرتبطبلع کردن، خوردن، قورت دادن، لقمه فرو بردن ≠ استفراغ کردن، قی کردنواژه قبلی: بلعواژه بعدی: بلند آوازه