بلفرخج/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بُ فَ خَ) (ص.) بد، زشت، پلید.واژه قبلی: بلف زدنواژه بعدی: بلق