بلماج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلماج . [ ب ُ / ب ُل َ ] (اِ) نوعی از کاچی، و آن آشی باشد بی گوشت و بسیار آبکی و رقیق . (از برهان ). نوعی از آش که رقیق و پرآب و بی گوشت پزند مانند حریره . (غیاث ). و برخی این لغت را ترکی دانند. (برهان ) (آنندراج ) : عاقل نگردد مایل به بلماج تا قلیه بیند بر روی تتماج . بسحاق اطعمه . اُماج . و رجوع به اماج و بلماق شود.