بلنجر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلنجر. [ ب َ ل َ ج َ ] (اِخ ) شهری است به خزر، پس باب الابواب . (منتهی الارب ) (از مراصد). شهری است در بلاد خزر پشت باب الابواب، گویند عبدالرحمان بن ربیعه آن را فتح کرده است و برخی سلمان بن ربیعه ٔ باهلی را فاتح آن دانند. (از معجم البلدان ). شهری است از خزران با باره ٔ محکم و نعمت . (حدود العالم ). شهر قدیم خزرها، بر رودی به همین نام، واقع در شمال گردنه ٔ دربند یا باب الابواب، بر انتهای شرقی کوههای قفقاز، در داغستان حالیه . بقولی پیش از اتل پایتخت خزرها بود. در ١٠٤ هَ . ق . بتصرف مسلمانان درآمد و ظاهراً بیشتر سکنه اش مهاجرت کردند. بعد از جنگ دوم اعراب با خزرها (١١٩ هَ . ق .) تقریباً نامی از آن دیده نمیشود. (از دایرة المعارف فارسی ). و رجوع به نخبةالدهر دمشقی ص ٢٦٣ شود : مسلمانان ... به حصنی شدند از حصنهای خزریان که آن را بلنجر گویند... پس آن حصار بگرفتند و مهتر بلنجر با مقدار پنجاه هزار مرد بجست و به سمرقند شد وبلنجر بدست مسلمانان افتاد. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ).