واژه جو

بلهان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بلهان . [ ] (اِخ ) پرستار راحیل که یعقوب او را بزنی کرد. (یادداشت مرحوم دهخدا). در قاموس کتاب مقدس «بلهه » ضبط شده است . رجوع به بلهه شود.

معنی بلهان | واژه جو